الشيخ السبحاني

156

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

1 . ثوبيه : كار كنيز « ابو لهب » كه چهار ماه پيامبر را شير داده بود ، تا آخرين لحظه‌هاى عمرش مورد تقدير رسول خدا و همسر پاكش ( خديجه ) بود . وى قبلا حمزه ، عموى پيامبر را نيز شير داده بود . پس از بعثت ، پيامبر كسى را فرستاد تا او را از « ابو لهب » بخرد . وى امتناع ورزيد ، امّا تا آخر عمر از كمك‌هاى پيامبر بهره‌مند بود . هنگامى كه پيامبر اكرم ، از جنگ خيبر برمىگشت ، از مرگ او آگاه شد و آثار تأثر در چهرهء مباركش پديد آمد . از فرزند او سراغ گرفت تا در حقّ او نيكى كند ، ولى خبر يافت كه او زودتر از مادر خود فوت كرده است . « 1 » 2 . حليمه : دختر « ابى ذؤيب » كه از قبيلهء « سعد بن بكر بن هوازن » بوده است و فرزندان او عبارت بودند از : عبد اللّه ، انيسه و شيماء . آخرين فرزند او از پيامبر اكرم پرستارى نيز كرده است . رسم اشراف عرب اين بود كه فرزندان خود را به دايه‌ها مىسپردند و دايگان معمولا در بيرون شهرها زندگى مىكردند تا كودكان را در هواى صحرا پرورش دهند تا رشد و نموشان كامل و استخوان‌بندى آن‌ها محكم‌تر شود و ضمنا از بيمارى وباى شهر « مكّه » كه خطر آن براى نوزادان بيشتر بود ، مصون بمانند و زبان عربى را در يك منطقهء دست نخورده فراگيرند . در اين قسمت دايگان قبيلهء « بنى سعد » مشهور بودند . آن‌ها در موقع معيّنى به مكّه مىآمدند و هر كد ام نوزادى را گرفته همراه خود مىبردند . چهار ماه از تولد پيامبر اكرم گذشته بود كه دايگان قبيلهء بنى سعد به مكّه آمدند و آن سال ، قحطسالى عجيبى بود ، از اين نظر به كمك اشراف بيش از حد نيازمند بودند . برخى از تاريخ‌نويسان مىگويند : هيچ يك از دايگان حاضر نشد به محمّد شير دهد ، زيرا بيشتر طالب بودند كه اطفال غير يتيم را انتخاب كنند تا از كمك‌هاى پدران آنان بهره‌مند شوند و نوعا از گرفتن طفل يتيم سرباز مىزدند . حتى حليمه نيز اين بار از قبول او سرباز زد ، ولى چون بر اثر ضعف اندام ، هيچ كس طفل خود را به او نداد ؛

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 15 ، ص 384 و مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 119 .